السيد حامد النقوي

233

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

پس صدر كلام به اين هر دو وجه ، و هم بوجه تقدم مقدم خواهد شد و كلام مؤخر مؤخر ، پس در اين هر دو كلام شائبه از تعارض هم نيست چه جا كه تساقط آن متوهم گردد . و نيز مجىء ( مولى ) بمعنى محبوب از كتب لغت ثابت نمىشود ، پس اگر آخر كلام قرينهء حمل ( مولى ) بر محبوب هم باشد ، عدول از آن بسبب عدم مساعدت لغت لازم . و نيز سابقا دانستى كه تفتازانى [ 1 ] و قوشجى [ 2 ] مؤخر خبر را قرينهء ارادهء ناصر و محب مىگردانند ، و صاحب « مرافض » آن را قرينهء ارادهء ناصر و محبوب مىسازد ، و ظاهر است كه محب مغاير محبوب است ، پس يك شىء قرينهء دو شىء مغاير چطور خواهد شد ، و نيز لفظ « و انصر من نصره » قرينهء ارادهء منصور خواهد بود ، نه ارادهء لفظ ناصر ، زيرا كه آن حضرت به اين فقرهء دعا از حق تعالى براى ناصر آن جناب امير المؤمنين عليه السّلام فرموده ، و منصوريت جناب امير المؤمنين عليه السّلام از حق تعالى خواسته ، پس لازم آيد كه ( مولى ) بمعنى منصور باشد ، نه ناصر و بطلان اخذ ( مولى ) بمعنى منصور در كمال وضوح و ظهور ، زيرا كه لغويين آن را ذكر نكرده‌اند ، و اين حضرات هم ادعاى آن نكرده‌اند ، و بلا فكر و تأمل در حاصل اين دعا آن را قرينهء ناصر گردانيده‌اند . و نيز اگر لفظ « وال » قرينه ارادهء محبوب باشد و لفظ ( و انصر ) قرينه ارادهء لفظ ( ناصر ) لازم آيد كه اين هر دو قرينه متساقط گردد ، زيرا كه ارادهء دو معنى از يك لفظ در استعمال واحد ، حسب تصريحات محققين

--> [ 1 ] التفتازانى : سعد الدين مسعود المتوفى سنة ( 793 ) . [ 2 ] القوشجى : علاء الدين على بن محمد المتوفى ( 879 ) .